دوستی ها، عکس بازیگران، فال روزانه، اخبار جنجالی، آموزش مسائل زناشویی

مادران افسرده، فرزندان افسرده تربيت مي‌کنند

 آرزو
 ۲۹ آبان ۱۳۹۷
 1 views
 بدون دیدگاه

  • مادران افسرده، فرزندان افسرده تربيت مي‌کنند

    خبرگزاري آريا –
    مادران افسرده
    ميزان ابتلا به افسردگي در ميان زنان بسيار بيشتر از مردان است‎
    ميزان ابتلا به افسردگي در ميان زنان بسيار بيشتر از مردان است که اين خود مي تواند ناشي از وجود تبعيض هاي جنسيتي حاکم بر جامعه يا باورهاي نادرست باشد.
    هر چند نمي‌توان تاثير عوامل ديگر را در ابتلا به افسردگي نايده گرفت، اما به طور کلي بايد اذعان کرد که درمان افسردگي زنان يا مساعد کردن شرايط براي ابتلا نشدن به آن مي تواند آثار مثبت فراواني در جامعه و خانواده برجاي بگذارد.
    از اين‌رو براي بررسي دلايل و راهکارهاي درمان افسردگي در زنان اقدام به تهيه گزارشي از رامشت، مدرس دانشگاه و روانشناس، نوراني روانشناس و محمدي روانشناس کرده است که در ادامه آن را مي خوانيم:
    يک مدرس دانشگاه در ارتباط با افزايش افسردگي در زنان مي گويد:
    افسردگي در زنان و مردان وجود دارد، اما در برخي از جوامع افسردگي در ميان زنان بسيار بيشتر از مردان است. به عنوان مثال در کلانشهرها ميزان افسردگي خانم ها به نسبت کمتر از ميزان افسردگي در زنان ساکن در روستاها يا شهرهاي که آن رشد اقتصادي و اجتماعي لازم را ندارند و زنان از آن جايگاه و نقش اجتماعي پررنگ برخوردار نيستند.
    رامشت در با اشاره به مطلب فوق مي‌افزايد: بايد در نظر داشت در هر جايي که زنان نقش اجتماعي پررنگ تري را داشته باشند و فعال تر باشند، به طور طبيعي ميزان افسردگي آنها به مراتب کمتر خواهد بود. او در ادامه بيان مي کند: تحقيقات نشان مي دهد که زنان خانه دار بيش از زنان شاغل دچار افسردگي و اضطراب هستند، علت اصلي آن هم کمبود يا نبود فعاليت هاي اجتماعي و اقتصادي است.
    اين روانشناس در پاسخ به اين سوال که چرا زنان بيشتر از مردان مبتلا به افسردگي مي شوند، مي گويد: ريشه اصلي اين قضيه به جنبه‌هاي جسماني زنان و مردان ارتباط دارد. به عنوان مثال خانم ها در طول ماه تغييرات هورموني را در زمان قاعدگي خود تجربه مي کنند که اين خود درصدي از اضطراب و افسردگي را به همراه دارد. همچنين اين مساله باعث مي شود که آمار افسردگي در ميان زنان بيشتر باشد. بنا بر آمار موجود نزديک به ۳۰ – ۴۰ درصد از خانم هايي که زايمان مي کنند، نيز به افسردگي مبتلا مي شوند که اين مورد هم به دليل تغييرات هورموني است که در بدن خانم ها به وجود مي آيد.
    او ادامه مي دهد: مهم ترين دليل افسردگي زنان را مي توان در نقش اجتماعي آنها جست‌و‌جو کرد. اگر خانم ها بتوانند از وضعيت يا موقعيتي که دارند استفاده بهينه داشته باشند و نقش اجتماعي يا اقتصادي تاثيرگذاري داشته باشند، کمتر به افسردگي مبتلا مي شوند. به‌طور کلي احساس مثبت بودن، موثر بودن و احساس مفيد بودن براي خود يا اطرافيان مي تواند در کاهش ابتلا به افسردگي در ميان زنان تاثيرگذار باشد.
    رامشت کم رنگ بودن نقش زنان نسبت به مردان را در جامعه يکي ديگر از دلايل افسردگي زنان عنوان و اذعان مي کند: بر اساس نظرسنجي هاي به عمل آمده هرگاه زنان در جامعه از نقش کم رنگ تري برخوردار باشند، ميزان ابتلا به افسردگي در ميان آنها نيز به طرز عجيبي افزايش مي يابد.
    تبعيض هاي جنسيتي؛ عامل افسردگي زنان
    او نقش خشونت را در ابتلا به افسردگي در زنان بسيار تاثيرگذار مي‌داند و ادامه مي دهد: زنان و کودکان از نظر دفاعي در موقعيت ضعيف تري نسبت به آقايان قرار دارند و خشونتي که نسبت به زنان چه در ايران و چه در ساير جوامع ديگر اعمال مي شود، دليل سرخوردگي، ناکامي و افسردگي زنان را فراهم مي کند.
    در همين رابطه بايد به بحث حمايت هاي قانوني نيز اشاره کنيم، هر جا که زنان از لحاظ قانوني و حقوق فردي خود مورد حمايت قرار نگيرند، احساس سرخوردگي و احساس افسردگي در ميان آنها افزايش مي يابد و در جوامعي که در رعايت حقوق زنان شائبه اي وجود دارد، در آن جامعه درصد افسردگي زنان بيشتر است.
    چرا که نمي توانند نسبت به قوانين موجود اعتراض کنند، شما اگر خشم خود را نشان دهيد، پرخاشگر مي شويد و اگر خشم خود را دروني کنيد به يک آدم افسرده تبديل مي شويد.
    او در ادامه مي افزايد: آقايان اگر نسبت به قوانين، موقعيت هاي فردي يا شرايط موجود خشمي داشته باشند، آن را بيشتر ابراز مي کنند، اما خانم ها به لحاظ فرهنگي و آموزه ها يا به لحاظ موقعيت هاي اجتماعي خشم خود را کمتر بروز مي دهند و فرو خوردن خشم باعث مي شود که درصد افسردگي بيشتري را هم تحمل کنند.
    خانم ها اگر احساس کنند حقوق فردي آنها در نظر گرفته نشده است، احساس خشم زيادي را تجربه مي کنند و اگر نتوانند اين خشم را ابراز بکنند به طور طبيعي افسرده خواهند شد.
    رامشت در ارتباط با نقش جامعه و باورهاي سنتي حاکم بر آن در ابتلاي زنان به افسردگي مي گويد: در حال حاضر شرايط موجود در جامعه بهتر شده است، اما خانم ها از نظر ابراز احساسات، ابراز مخالفت و پافشاري روي حقوق خود که به طور معمول در جوامع سنتي و به ويژه جامعه ما و در مناطق دورافتاده کمتر ديده مي شود که اين خود دليل افزايش افسردگي و سرخوردگي در زنان شده است.
    اگر که در جامعه حقوق برابر ميان زن و مرد قائل نشويم، به‌طور حتم اين مساله باعث مي‌شود که زنان احساس کهتري، احساس حقارت و احساس افسردگي بکنند.
    او در خصوص ميزان ابتلا به افسردگي در خانم هاي مجرد مي گويد: خيلي از نيازها مانند عشق، روابط احساسي روابط زناشويي يا نيازهاي اقتصادي مي تواند از طريق يک ازدواج مطلوب تامين شود، حال خانم يا آقا اگر نتواند ازدواج کند که البته اين پديده به شدت در جامعه ما رو به افزايش است.
    به طور طبيعي نيازهاي اجتماعي و اقتصادي، نياز به مورد محبت واقع شدن يا محبت کردن در اين افراد تامين نمي شود که اين خود مي تواند به سرخوردگي و در نهايت افسردگي منجر شود. ما بايد ببينم نهادهايي که متولي تامين امنيت اجتماعي و مسائلي از اين دست هستند، براي اين دسته از خانم ها چه تمهيداتي را در نظر گرفته‌اند.
    اين مدرس دانشگاه در ارتباط با خانم هايي که در اوايل ازدواج مبتلا به افسردگي مي شوند، اظهار مي‌کند: در بيشتر موارد زنان در اوايل زندگي مشترک خود به افسردگي مبتلا مي شوند، اما به مرور زمان يا با تولد کودک شرايط کمي بهبود خواهد يافت، چرا که ديدن رشد کودک خود مي تواند بسيار لذت بخش باشد.
    مادران افسرده
    اختلالات هورموني يا زايمان نيز مي تواند در ابتلاي زنان به افسردگي بسيار موثر باشد‎
    روابط‌ اجتماعي مناسب راهي براي مقابله با افسردگي
    يک روانشناس در ارتباط با دلايل افزايش ابتلا به افسردگي در زنان مي گويد: علت اصلي اين مهم را مي توان در تفاوت هاي جنسيتي جست‌و‌جو کرد.
    نوراني با تاييد مطلب فوق اذعان مي‌دارد: تغييرات هورموني و اختلال در خلقيات که در دوره هاي خاصي خانم ها ايجاد مي شود، مي تواند زمينه ابتلا به افسردگي در زنان شود. او در ادامه تاکيد مي‌کند: تفاوت‌هاي فردي و تفاوت هاي جنسيتي نيز مي تواند در بروز افسردگي در زنان موثر باشد، چرا که زنان نسبت به پديده هاي محيطي حساسيت بيشتري دارند و به همين علت مي توان گفت که ميزان ابتلا به افسردگي در زنان بيشتر از مردان است.
    نوراني درباره نقش تبعيض هاي جنسيتي که در جامعه وجود دارد و تاثير آن در ابتلاي زنان به افسردگي مي گويد: براي بررسي اين موضوع از اين ديدگاه نياز به آمار موثق وجود دارد، بيشتر اين ايدئولوژي‌ها بر اساس يک گفتمان به وجود مي آيد و تا به امروز کار تخصصي چنداني در اين خصوص صورت نگرفته است، اما به‌طور کلي تبعيض هاي جنسيتي مي تواند آثار منفي را روي افراد به جاي بگذارد.
    تبعيض باعث ايجاد ناراحتي در افراد مي شود که اين مساله مي تواند خود باعث بروز افسردگي در ميان زنان شود.
    او مي افزايد: يکي ديگر از عواملي که مي تواند اثر بگذارد، بر شکل‌گيري افسردگي احساس افراد نسبت به خود است، يعني افراد زماني که احساس بي‌کفايتي مي کنند، اين خود توليد غم مي کند که اين احساس مي تواند منجر به افسردگي شود.
    نوراني نقش ثروت يا طبقه اجتماعي را در ميزان ابتلا به افسردگي اين گونه مي داند: طبق شواهد موجود امروزه ثروت يا برخورداري از طبقه عالي اجتماعي نمي تواند مانعي براي ابتلا به افسردگي در زنان شود، چرا که ظهور و ابتلا به افسردگي در افراد متفاوت است
    تبعيض هاي جنسيتي؛ عامل افسردگي زنان
    اين روانشناس در ارتباط با راهکارهاي موجود براي مقابله با افسردگي در زنان مي گويد: آن چيزي که به صورت کلي مي تواند به حل اين مساله کمک کند بحث مشارکت هاي اجتماعي است، چرا که اين مهم مي تواند احساس کارآمدي، باکفايتي و موثر بودن را افزايش دهد که اين خود مي تواند به کاهش ابتلا به افسردگي نيز تاثيرگذار باشد.
    او ادامه مي دهد: از سوي ديگر بايد خاطر نشان کرد که موفقيت به‌طور حتم نمي تواند مانع ابتلا به افسردگي شود، چرا که طبق آمار موجود امروزه در سرتاسر دنيا افرادي وجود دارند که علاوه بر موفقيت هاي چشمگيري که به دست آورده اند باز هم به افسردگي مبتلا مي‌شوند که شايد در اين موارد بتوان مشکل در برقرار کردن رابطه مناسب را بسيار موثر دانست.
    نوراني در خصوص نقش روابط اجتماعي و فردي افراد مي‌گويد: تقويت يا بهبود روابط اجتماعي يا روابط فردي مي تواند در کاهش ابتلا به افسردگي نيز موثر باشد، از اين‌رو توصيه مي شود، افراد مبتلا به افسردگي نيز در بهبود روابط اجتماعي يا فردي خود کوشا باشند.
    او در ارتباط با نقش ازدواج در ابتلا به افسردگي بيان مي کند: در بسياري از مواقع ازدواج بدون شناخت از خود يا طرف مقابل صورت مي گيرد که اين عامل نيز بسيار در ابتلا به افسردگي موثر است که البته براي جلوگيري از اين مهم توصيه مي شود، افراد با شناخت بهتر يا عاقلانه تر طرف مقابل خود را انتخاب کنند و از انتخاب هاي آرمان گرايانه تا حد امکان دوري کنند.
    نوراني در پايان متذکر مي شود که آن عاملي تاثيرگذار در مقوله شادکامي است، هنر برقراري رابطه خوب و سالم است. همچنين عدم تحقق نيازهاي اجتماعي نيز مي تواند در ابتلا به افسردگي تاثيرگذار باشد.
    مادران افسرده فرزندان افسرده تربيت مي‌کنند
    در ادامه يک روانشناس در ارتباط با دلايل افزايش ابتلا به افسردگي در زنان مي گويد: طبق آمار موجود امروزه تعداد زنان مبتلا به افسردگي به مراتب بالاتر از مردان است که اين خود جاي بسي تامل دارد.
    محمدي با اشاره به مطلب فوق اذعان مي دارد: مسائل فرهنگي و تبعيض هاي موجود در جامعه مي تواند نقش بسزايي را در افسردگي زنان ايفا کند که البته شايد اين مهم بيشتر مختص جوامع توسعه نيافته باشد، چرا که در جوامع پيشرفته اين تبعيض ها کمتر به چشم مي خورد.
    او مي افزايد: اختلالات هورموني يا زايمان نيز مي تواند در ابتلاي زنان به افسردگي بسيار موثر باشد، چرا که تحقيقات ثابت کرده است، موارد مذکور تاثير بسزايي در خلقيات زن برجاي مي گذارد.
    تبعيض هاي جنسيتي؛ عامل افسردگي زنان
    محمدي در خصوص آسيب پذير بودن زنان نسبت به مساله طلاق مي گويد: تا به امروز مطالعه دقيقي روي اين موضوع صورت نگرفته است، از اين‌رو نمي توان با قاطعيت گفت که زنان آسيب پذيري بيشتري نسبت به مردان در مساله طلاق دارند، اما به‌طور کلي چون زنان از حمايت هاي اجتماعي و خانوادگي لازم برخوردار نيستند، به طور حتم آسيب‌هاي بيشتري را نيز متحمل خواهند شد.
    که اين خود مي تواند منجر به افسردگي در زنان شود. او ادامه مي دهد: تبعيض هاي جنسيتي نيز در افسردگي زنان تاثيرگذار است، چرا كه بايد در نظر داشت، دلايل افسردگي در مردان هم اندک است و هم اينكه مردان به خاطر شرايط و امكاناتي كه در جامعه دارند به راحتي مشكلات پيش روي خود را حل مي كنند و در موارد نادر به افسردگي مبتلا مي شوند.
    اما زنان به هنگام مواجه با هرگونه تنشي چون از اختيارات يك مرد برخوردار نيستند، بنابراين بيشتر احتمال بروز افسردگي در آنها وجود دارد.
    اين روانشناس در ارتباط با نقش برخورداري از تحصيلات عاليه يا داشتن رتبه اجتماعي بالا در افسردگي زنان مي گويد: به طور حتم زناني كه از رتبه و يا مقام اجتماعي بالايي برخوردار هستند، كمتر به افسردگي مبتلا مي شوند، اما زمينه‌هاي ژنتيكي و فيزلوژيكي نيز در ابتلا به افسردگي موثر خواهد بود.
    از اين رو با قاطعيت نمي توان گفت که زنان تحصيلکرده به افسردگي دچار نمي‌شوند. او مي افزايد: مشكلات خانوادگي، اجتماعي، اقتصادي، تعارضات فردي و مسائلي از اين دست نيز در ابتلا به افسردگي تاثيرگذار است. چرا كه جايگاه زنان از نظر اجتماعي در جامعه با مردان به هيچ وجه قابل مقايسه نيست.
    محمدي در ارتباط با باورهاي سنتي حاكم بر جامعه و نقش آن در افزايش ابتلا به افسردگي در زنان اذعان مي دارد: شرايط موجود خود دليلي بر ابتلا به افسردگي در ميان زنان است، از اين‌رو براي جلوگيري از آن بايد به حقوق زنان در جامعه توجه ويژه اي به عمل آيد. عطا ا… محمدي در پايان خاطر نشان مي کند: مادران افسرده فرزندان افسرده‌اي را نيز تربيت مي کنند که اين خود مي‌تواند تاثيرات بر جامعه تحميل کند.
    منبع: روزنامه آرمان

برچسب ها

ارسال دیدگاه