دوستی ها، عکس بازیگران، فال روزانه، اخبار جنجالی، آموزش مسائل زناشویی

تظاهر به شاد بودن خوب است يا بد؟

 آرزو
 ۸ آذر ۱۳۹۷
 4 views
 بدون دیدگاه

  • تظاهر به شاد بودن خوب است يا بد؟

    خبرگزاري آريا –
    شاد بودن
    الکي لبخند زدن حتي به آدمهاي افسرده کمک مي‌کند احساس بهتري پيدا کنند‎
    شايد اين توصيه را شنيده باشيد که: وانمود کن خوشحالي تا واقعا خوشحال شوي! معمولا زماني که نياز داريم اعتماد بنفس‌مان بيشتر شود اين توصيه را مي‌شنويم يا وقتي که مي‌خواهيم روحيه‌مان تقويت شود.
    به طور کل براي کاهش استرس يا تلقين افکار مثبت هم مي‌گويند که لبخند بزنيد و جملات مثبت را پيش خود تکرار کنيد. اما آيا واقعا اين وانمود کردن‌ها مفيدند يا مضر؟ در ادامه براي‌تان مي‌گوييم چه زماني تظاهر به شاد و خوشحال بودن به نفع‌تان است و چه زماني نه.
    لبخند مصنوعي بزنيم؟
    شايد هر دو اينها را شنيده باشيد: وقتي حال‌تان خوب نيست، زورکي لبخند زدن مي‌تواند حال‌تان را بدتر کند و، اداي لبخند زدن و خنديدن را درآوريد تا واقعا بخنديد و شاد شويد! اين را هم مي‌دانيد که هر دو توصيه پشتوانه‌ي علمي دارند؟ پس بالاخره کدام درست است؟!
    در واقع هر دوي اين توصيه‌ها درست‌اند و اين موقعيت است که موضوع را کمي پيچيده مي‌کند. وقتي شما به عنوان راهي براي سرکوب احساسات منفي خود لبخند مي‌زنيد ممکن است حال‌تان را بدتر کنيد. همه‌ي ما گاهي وقتي که نياز داريم (مثلا اجبارا درميان جمع قرار مي‌گيريم) اين کار را مي‌کنيم.
    از آن طرف تحقيقات علمي نشان داده الکي لبخند زدن حتي به آدمهاي افسرده کمک مي‌کند احساس بهتري پيدا کنند. اما اگر شما بخواهيد «هميشه» با لبخندهاي مصنوعي و وانمود کردن به اندوهگين نبودن، ظاهر خود را جور ديگري نشان دهيد مي‌توانيد مشکلات ديگري براي خود بتراشيد.
    ممکن است اين احساسات غيرواقعي باعث شوند با احساسات واقعي و منفي خود کنار نياييد. اگر هميشه با يک لبخند تصنعي پيش اطرافيان‌تان ظاهر شويد، آنهايي که مي‌توانند از شما حمايت کنند از کجا بدانند مشکلي داريد و نيازمند کمک و پشتيباني‌شان هستيد؟
    در نتيجه از حمايتي که مي‌تواند حال‌تان را بهتر کند محروم خواهيد شد. پس هر وقت لازم بود مي‌توانيد لبخند بزنيد اما هر وقت هم که توانستيد خود واقعي‌تان باشيد و احساسات حقيقي‌تان را بروز دهيد و به آنها رسيدگي کنيد.
    اگر احساس‌تان خنثي‌ است يا فقط کمي احساس بد داريد، لبخند زدن مي‌تواند کمک‌تان کند. در مطالعه‌اي از افراد خواسته شد ظاهرا لبخند بزنند و سپس ارزيابي شد که بعد از چند دقيقه چه احساسي دارند.
    نتايج نشان داد لبخند زدن باعث شده بود کمي احساس مثبت پيدا کنند؛ در چنين مواردي لبخند مصنوعي اين قابليت را دارد که به لبخندي واقعي تبديل شود. محققان عقيده دارند علت اين اتفاق اين است که ذهن و بدن با هم ارتباط برقرار مي‌کنند.
    از نظر روانشناسي ما با تماشا و حس رفتارهاي خودمان (همانگونه که ديگران ما را مي‌بينند)،طرز فکرمان را نيز تحت تاثير قرار مي‌دهيم. بنابراين مي‌توانيم با تظاهر فيزيکي يک احساس، آن را تشديد کنيم.
    مثلا دانشمندان مي‌گويند صاف و کشيده ايستادن مي‌تواند احساس اعتماد بنفس بيشتري به شما بدهد.
    در مطالعه‌ي ديگري از افراد خواسته شد مدادي را بين دندانها نگه دارند تا همان عضلاتي که هنگام لبخند زدن به کار گرفته مي‌شوند، فعال شوند.
    دانشمندان مي‌خواستند بدانند آيا خود ِ عمل لبخند زدن موجب احساسات مثبت مي‌شود يا اينکه وقتي به اجبار لبخند مي‌زنيم به چيزهايي فکر مي‌کنيم که ما را خوشحال مي‌کنند و اين افکار منجر به لبخند زدن مي‌شوند. نتيجه اين بود: حتي افرادي که به دليل نگه داشتن مداد ميان دندانها در حال لبخند زدن بودند، احساسات مثبت بيشتري پيدا کرده بودند.
    براي تکميل اين مطالعات، تحقيقات ديگري نيز صورت گرفت و دانشمندان دريافتند باورهاي ما در مورد لبخند زدن هم مي‌تواند در احساسي که داريم تفاوت‌هايي ايجاد کند.
    مطالعه‌اي در دانشگاه نورث وسترن نشان داد آنهايي که فکر مي‌کنند لبخند، «بازتابي» از حس و حال خوب‌شان است اگر مکررا لبخند بزنند بيشتر احساس شادي خواهند داشت.
    اما افرادي که تصور مي‌کنند لبخند، «دليل» شادي آنهاست نه نتيجه‌ و بازتاب شادي‌شان، اگر مکررا لبخند بزنند، تاثير منفي خواهند گرفت!
    اينجا نکته‌ي اصلي اين است که اگر شما فکر کنيد لبخند زدن حرکتي است که به دليل داشتن حال خوب انجام مي‌دهيد، بيشتر لبخند زدن بايد حال‌تان را بهتر بکند.
    اما اگر فکر کنيد لبخند زدن حرکتي است که صرفا براي داشتن ِ حال خوب انجام مي‌دهيد، تاثير مثبتي از آن عايدتان نخواهد شد.
    البته فراموش نکنيد با وجود اينکه هر دو نوع لبخند مي‌توانند مفيد باشند اما هميشه لبخندهاي واقعي برتري دارند.
    اگر مي‌توانيد به چيزهايي فکر کنيد که باعث شوند از صميم قلب لبخند بزنيد و شاد شويد پس اين کار را بکنيد و با تغيير طرز فکر و نگرش‌تان حال‌تان را خوب کنيد و لبخند اصيل به لب‌هاي‌تان بياوريد.
    اما اگر نمي‌توانيد در عرض چند ثانيه خودتان را به اين سطح از شادي برسانيد، وانمود کردن به لبخند زدن به عنوان يک راه ميانبر، اغلب مفيد خواهد بود.
    لبخند زدن علاوه بر فوايد حسي و هيجاني مي‌تواند استرس‌تان را نيز کنترل کند. يکي از بارزترين اثرات لبخند زدن اين است که وقتي شما ژست مثبتي مي‌گيريد، آن را سرايت مي‌دهيد.
    حتما شنيده‌ايد که مي‌گويند: بخند تا دنيا به رويت بخندد! و اين جمله کاملا واقعيت دارد. حتما تجربه داشته‌ايد که حتي قدم زدن در کنار يک آدم خوشبين و شاد و خندان، حال‌تان را چقدر بهتر مي‌کند.
    راهکار براي شاد بودن
    وانمود کردن به لبخند زدن به عنوان يک راه ميانبر، اغلب مفيد خواهد بود‎
    نکته!
    زورکي لبخند بزنيد، اما فقط تحت شرايطي خاص! اگر اجبارا لبخند بزنيد که جنبه‌ي مثبت افکارتان را تقويت کنيد، واقعا نتيجه مي‌گيريد چون باور داريد که لبخند شما بازتابي از حال خوب شماست.
    اما اگر اجبارا لبخند بزنيد تا از قبول احساسات منفي‌تان فرار کنيد و از چيزهايي که حال‌تان را بد کرده‌اند غافل شويد يا اينکه فکر مي‌کنيد لبخند مصنوعي حقه‌اي براي شاد شدن است، مطمئن باشيد اين کار شما در بلند مدت باعث تشديد حال بدتان خواهد شد.
    پس به هر حال همه چيز به باور و طرز فکرتان برمي‌گردد!
    درمورد جملات تاکيدي مثبت چطور؟
    تکرار جملات مثبت و تفکر مثبت نيز چيزي است که بسيار به آن توصيه مي‌شود. در واقع اين کار شيوه‌اي است که با يک سري باورها و تفکرات غيرواقعي در مورد خودتان و زندگي‌تان سعي مي‌کنيد اين باورها را به واقعيت نزديک‌تر کنيد.
    تکنيک جملات تاکيدي مثبت در سالهاي اخير رواج زيادي پيدا کرده است.
    جملات تاکيدي مثبت مي‌توانند تبديل به شعارهاي شخصي شوند و به عنوان راهي براي برنامه ريزي مجدد ضمير ناخودآگاه و جايگزين کردن باورهاي منفي با باورهاي مثبت توصيه مي‌شوند.
    اما آيا اين جملات موثرند؟ عده‌اي عقيده دارند آنهايي که جملات تاکيدي مثبت را بارها و بارها با خود تکرار مي‌کنند فقط خودشان را گول مي‌زنند و در بلند مدت هم هيچ نتيجه‌اي نمي‌گيرند و يا حتي ممکن است به خود آسيب هم بزنند زيرا دچار نوعي خود فريبي مي‌شوند.
    آيا اين عقيده درست است؟
    جالب است بدانيد وقتي پاي جملات تاکيدي مثبت به ميان مي‌آيد، حق با منفي‌باف‌هاست. تحقيقات نشان مي‌دهد جملات تاکيدي مثبت در برخي موقعيت‌ها مي‌توانند به ضررتان تمام شوند.
    وقتي شما جملات مثبتي را با خود تکرار مي‌کنيد که واقعا عقيده‌اي به آنها نداريد يا حتي متضاد با باور واقعي‌تان هستند، ضمير ناخودآگاه‌تان اين جملات را پس مي‌زند و در واقع، نسبت به اين جملات مثبت، مقاوم‌تر شده و بيشتر دچار استرس خواهيد شد!
    بنابراين جملات تاکيدي مثبتي که اشتباهي باشند بيشتر مضرند تا مفيد.
    نکته‌ي اصلي اينجا اين است که جملات تاکيدي مثبت زماني آسيب مي‌زنند که در شرايطي تکرارشان کنيد که کاملا مخالف آن را باور داريد يا دست کم با آنچه واقعا قبول داريد فاصله‌ي زيادي دارند.
    اما اگر جملات تاکيدي که با خود تکرار مي‌کنيد مورد قبول‌تان باشند يا عقيده داشته باشيد که مي‌توانند واقعي باشند، مطمئمنا به سودتان خواهند بود.
    اين تفاوت ظريف و مهم را بايد ميان جملات تاکيدي مثبت که مفيدند و جملات تاکيدي مثبت که بيشتر آسيب رسانند تشخيص دهيد. جملات تاکيدي مثبتي که هم راستا با تفکر واقعي‌تان هستند، قدرت تاثيرگزاري زيادي دارند.
    يک نمونه از جملات تاکيدي مثبتي که مي‌تواند مضر باشد: مثلا کسي که در مورد ظاهرش حس خوبي ندارد و از خودش راضي نيست اگر مدام با خودش تکرار کند: من زيباترين زن روي زمين هستم، سودي نمي‌برد زيرا اين جمله با احساس واقعي اين فرد نسبت به خودش کيلومترها فاصله دارد و ضمير ناخودآگاه او با او خواهد جنگيد و اين جمله‌ي تاکيدي مثبت بدون هيچ تاثير مثبتي، موجب تشديد استرس خواهد شد.
    درمورد تظاهر به خوش برخورد بودن چطور؟
    پژوهش‌ها نشان مي‌دهد برونگراها شادتر از درونگراها هستند و در زندگي نيز موفق‌ترند.
    اين مي‌تواند خبر بدي براي افرادي که ذاتا درونگرا هستند باشند زيرا تمايل به برونگرا يا درونگرا بودن چيزي است که با آن متولد مي‌شويم.
    اما خبر خوب اينکه ما مي‌توانيم اين دو گرايش را به صورت هدفمند و با رفتار آگاهانه در برخي از موقعيت‌ها تغيير دهيم، اين موضوع پشتوانه‌ي علمي نيز دارد.
    در مطالعه‌اي محققان از درونگراها و برونگراها خواستند مانند برونگراها رفتار کنند و دريافتند درونگراها و برونگراها هر دو افزايشي در ميزان شادي داشتند.
    در اين تحقيق، رفتار برونگرايانه به معني رفتار با اعتماد بنفس و خوش مشرب بودن در موقعيت‌هاي اجتماعي بود که تقريبا يک ساعت تداوم داشته باشد.
    اين شرايط با مجبور کردن خود به تغيير چيزي که ذاتي است تفاوت دارد. مثلا درونگراها بعد از داشتن تعاملات اجتماعي نياز به زماني براي تنها بودن دارند و اگر اين فرصت را پيدا نکنند، خسته و فرسوده خواهند شد.
    اما اگر شما بيشتر درونگرا هستيد با رفتاري بر پايه‌ي اعتماد بنفس ِ بيشتر و خوش برخورد بودن در موقعيت‌هاي اجتماعي، سود خواهيد برد زيرا نه تنها با افراد بيشتري ارتباط برقرار مي‌کنيد و شبکه‌ي اجتماعي‌تان را گسترش مي‌دهيد بلکه احساس شادي و رضايت‌تان بيشتر شده و در نتيجه از ميزان استرس‌تان کاسته خواهد شد.
    اگر به نظرتان غيرواقعي مي‌آيد از مطالعه‌ي جالب ديگري براي‌تان مي‌گوييم که نشان مي‌دهد شما در اين طرز فکر تنها نيستيد.
    در اين تحقيق از افراد درونگرا خواسته شد پيش بيني کنند با رفتارهاي برونگرايانه چقدر احساس شادي خواهند داشت، آنها باور داشتند با رفتارهاي برونگرايانه‌تر نمي‌توانند چندان احساس بهتري پيدا کنند.
    اين باور مي‌تواند توجيه کننده‌ي اين موضوع باشد که افراد درونگرا معمولا براي بيرون آمدن از لاک خود چندان پذيرا نيستند و به سختي اين کار را انجام مي‌دهند چون نمي‌دانند يا ترديد دارند که تلاش آنها براي برونگراتر بودن، پاداش خوبي براي‌شان دارد و مي‌ارزد.
    اما بايد بدانيد اگر تلاش‌تان را بکنيد تا علي رغم اينکه براي‌تان دشوار است، برونگراتر باشيد، از نتيجه‌اي که مي‌گيريد شاد و راضي خواهيد بود. اين راهي بسيار موثر براي تسکين استرس درمورد درونگراهاست.
    منبع: bartarinha.ir

برچسب ها

ارسال دیدگاه