دوستی ها، عکس بازیگران، فال روزانه، اخبار جنجالی، آموزش مسائل زناشویی

افسردگي پنهان را جدي بگيريد

 آرزو
 ۲۹ آبان ۱۳۹۷
 3 views
 بدون دیدگاه

  • افسردگي پنهان را جدي بگيريد

    خبرگزاري آريا –
    درمان افسردگي
    مهمترين علت خود کشي شامل افسردگي و وضعيت نامناسب است‎
    خودکشي يکي از آسيب هاي جدي است که طي سال هاي اخير به طرز قابل توجهي افزايش يافته است. عوامل متعدد مي تواند موجب انجام خودکشي از سوي فرد باشد که طبق اظهار نظر روانشناسان مهمترين آن شامل افسردگي و وضعيت نامناسب است.
    از اين رو براي تبيين پديده خودکشي و راهکارهاي مقابله با آن اقدام به گفت‌وگو با عابدين، متخصص روانشناسي باليني، بهادري دکتري تخصصي روانشناسي و جليلي روانپزشک کرده است که در ادامه مي خوانيد.
    يک متخصص روانشناسي باليني درباره بررسي دلايل افزايش خودکشي مي گويد:خودکشي از يک ديدگاه خشم فرو خورده است، به اين معنا که احتمال دارد، فرد در رابطه با ديگران يا يک موضوع بيروني که بايد استيصال يا خشم خود را نشان دهد آن را به دليل اينکه مورد خشم و غضب طرف مقابل قرار بگيرد، بروز نمي دهد که اين خود مي‌تواند انگيزه اي براي خودکشي باشد.
    عابدين با اشاره به اين مطلب اذعان مي دارد: ترس و احساس گناه داشتن نيز مي تواند موجب بروز خودکشي در افراد شود. به طور کلي خودکشي زماني اتفاق مي افتد که فرد دليل ديگري براي ادامه زندگي ندارد. هر چند خودکشي ها از انواع مختلفي برخوردار است. او ادامه مي دهد: خودکشي هاي خودخواهانه از ريز فاکتورهاي بسياري برخوردار است،اما بايد در نظر داشت که احتمال خودکشي در ميان نوجوانان و سالمندان بيشتر از ديگران است. همچنين به هنگام ابتلا به برخي از بيماري ها مانند افسردگي،اسکيزوفرني، ابتلا به بيماري هاي مزمن يا استفاده از مواد مخدر احتمال انجام خودکشي افزايش پيدا مي کند. وي در خصوص اينکه آيا خودکشي در ميان زنان بيشتر از مردان است، مي گويد: به‌طور کلي اقدام به خودکشي در ميان زنان در کل دنيا بيشتر است، اما درصد موفقيت خودکشي در ميان مردان بيشتر است، چرا که زنان به طور معمول از ابزار و روش هايي براي خودکشي استفاده مي کنند که چندان کارآمد نيست.
    اين روانشناس ادامه مي دهد: خودکشي در برخي از جوامع و فرهنگ ها رها کردن خود از درد فراواني که مي کشند وحاوي يک نوع پيغام اجتماعي نيز است. به اين معنا که نوع خودکشي نيز يک نوع پيغام رساني است. همان گونه که در دوران نوجواني برخي از افراد با خودکشي خود مي خواهند از بزرگترها انتقام بگيرند، غافل از اينکه بعد از خودکشي ديگر شاهد تاثير خودکشي روي بزرگترها و اطرافيان نخواهند بود. به طور کلي نوع خودکشي مي تواند حاوي پيام ميزان عصبانيت يا اعتراض افراد باشد.اين روانشناس باليني در ارتباط با اينکه آيا شهرنشيني در افزايش خودکشي تاثير دارد،مي گويد: زندگي در جوامع شهري و صنعتي مي تواند احتمال انجام خودکشي را افزايش دهد. هر چند اين مهم بيشتر به دليل نوع زندگي در اين جوامع است، چرا که در شهرنشيني افراد از پشتيباني اجتماعي برخوردار نيستند.
    او نقش فضاي مجازي را در افزايش خودکشي اين گونه ارزيابي مي کند: برخي از افراد به دليل استفاده بيش از اندازه از فضاي مجازي و شبکه هاي اجتماعي از سيستم پشتيباني اجتماعي و خانواده برخوردار نيستند؛ اين دسته از افراد بيشتر در انزوا به سر مي برند و افرادي هستند که قوه ذهني و توانايي لازم براي حل و فصل کردن مشکلات خود ندارند ما در جامعه اي زندگي مي کنيم که جمع‌گراست ما به عوامل اجتماعي تنها براي پشتيباني شخصي خود اکتفا مي کنيم از گرفتن اين پيشتياني اجتماعي، به دليل اينکه اين افراد براي زندگي فردي پرورش نيافتن مي تواند مشکلات عديده اي را براي فرد رقم بزند. او در ادامه مي افزايد: نوجوانان که در جامعه جمع‌گرا و خانواده محور بزرگ مي شوند، حال اگر حمايت و پشتيباني لازم را از خانواده دريافت نکنند يا اگر امکان اتکا به اعضاي خانواده و جامعه وجود نداشته باشد. همچنين اگر کودکان يا نوجوانان به حال خود رها شوند. ديگر آموزش هاي لازم براي مقابله با استرس يا ديگر مشکلات را نمي‌بينند که اين خود مي تواند خطرناک باشد، چرا که در مقابل، اين اتکا و حمايت هاي لازم را از شبکه هاي اجتماعي دريافت مي کنند که در بيشتر موارد واقعي نيست و مي تواند مشکلات بسياري را براي آنها فراهم کند.
    عابدين در ارتباط با نقش خانواده ها در ميزان کاهش خودکشي مي گويد: امروزه نحوه فرزند پروري در خانواده ها به گونه‌اي نيست که فرزند به تکامل برسد، چرا که در بيشتر موارد نحوه تربيت است که اين خود باعث يتيم شدن کودکان از نظر عاطفي خواهد شد و کودکي که در اين خانواده بزرگ مي شود، از توانايي هاي لازم برخوردار نمي شود و بسيار آسيب پذيرتر از ديگران خواهد بود. وي ادامه مي دهد: بيشتر نوجوانان از اين نظر پرورش نيافته اند که مشکلات ذهني خود را بتوانند به راحتي يا تنهايي حل و فصل کنند و در بيشتر موارد تو خالي هستند، چرا که به راحتي و به سرعت عصباني و مستاصل مي شوند. در ارتباط با سالمندان نيز قضيه به اين صورت است که آنها هم به دليل اينکه سربار خانواده باشند و ديگر آن توانايي هاي لازم را ندارند، اقدام به خودکشي مي کنند. اين روانشناس باليني تاثير استفاده از مواد مخدر بر افزايش خودکشي را مهم ارزيابي مي‌کند و مي گويد: امروزه افزايش بي رويه و در دسترس بودن مواد مخدر و همچنين داروهاي پزشکي نيز عاملي براي افزايش خودکشي به حساب مي آيد. عابدين درباره برنامه هاي دولت براي پيشگيري از خودکشي مي افزايد:به طور کلي تا به امروز اقدامات چنداني براي مقابله يا کاهش خودکشي در کشور انجام نشده است. عابدين در پايان مي افزايد: خشم در جامعه بنا به دلايل مختلف افزايش يافته است و اين احتمال نيز وجود دارد که افراد نتوانند خشم خود را بروز دهند.
    بيماري افسردگي
    مهمترين عامل انجام خودکشي افسردگي است که مي تواند به صورت پنهان يا آشکار باشد‎
    آموزش سوادزندگي راه مقابله باخودکشي
    در ادامه يک روانشناس درباره افزايش پديده خودکشي مي گويد: پديده خودکشي در طول روزگاران متمادي و در پي تحولات جامعه انساني به دليل هزينه هاي رواني و اجتماعي بالايي که بر نهادهاي اجتماعي تحميل مي کنند، به عنوان يکي از پديده هاي مورد توجه جامعه شناسان ، فيلسوفان، عالمان ديني و ساير متخصصان بوده است و هريک سعي بر تبيين و توصيف مختصات خودکشي مي پردازند. به طور کلي خودکشي به عنوان پديده که داراي عوامل تاثير گذار بسيار است قابل تبيين خواهد بود. بنابراين خودکشي و اقدام به خودکشي بيانگر وجود مشکلات جدي در سلامت روان فرد است. بهادري با اشاره به مطلب فوق اذعان مي دارد: اگر بخواهيم نگاه آماري به خودکشي داشته باشيم، بايد اشاره کنيم که طبق آمار سازمان بهداشت جهاني حدود ۱۰ درصد از مرگ هاي جهان مربوط به خودکشي است. البته آمار مربوط به رفتارهاي شبه خودکشي يعني همان رفتارهاي منتهي نشده به مرگ چيزي نزديک به ۲۰ برابر اين رقم است. او ادامه مي دهد: سالانه نزديک به چهار هزار و ۶۰۰ جوان ۱۰ تا ۲۴ ساله خودکشي مي کنند،آمار تکان دهنده‌تر از اين براي هر خودکشي منجر به مرگ در نوجوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله بين ۱۰۰ تا ۲۰۰ مورد اقدام به خودکشي وجود دارد، افکار خودکشي يا تلاش هاي قبلي به عنوان پيش بيني کننده قوي براي خودکشي نوجوانان شناخته شده است.
    به طور تقريبي يک سوم نوجوانان افکار خودکشي دارند و در سنين نوجواني براي خودکشي برنامه ريزي دارند حدود ۶۰ درصد از نوجواناني که اين برنامه ها را دارند، به طور عمده يک سال پس از شروع پيدايش ايده خودکشي در ذهن خود اقدام به خودکشي مي کنند، با تکيه بر اين آمارها مي توان به اهميت خودکشي در ميان نوجوانان پي برد. بهادري در ارتباط با ميزان خودکشي در ميان زنان و مردان مي گويد: در سرتاسر دنيا مردان بين ۱۵ تا ۱۹ ساله بيش از دو برابر زنان در اين رده سني است. در حالي که دختران بيشتر افکار خودکشي را تجربه مي کنند، اما مردان به‌دليل برخورداري از ريزفاکتورهايي چون رفتارهاي پرخطر، تمايل بيشتر به انجام رفتارهاي خشونت‌گرايانه، رفتارهاي برون گرايانه و يابيش فعالي که دارند، در انجام خودکشي موفق تر عمل مي کنند. او ادامه مي دهد: خودکشي دومين عامل در مرگ افراد است. از اين رو پيشگيري براي انجام آن بسيار حائز اهميت است.
    اين روانشناس در ارتباط با عوامل تاثيرگذار بر افزايش خودکشي مي گويد: عوامل ژنتيک يا وراثت مي تواند در انجام خودکشي مهم است، چرا که طبق تحقيقات به عمل آمده حدود ۴۵ درصد از رفتارهاي خودکشي مي تواند تنها به دليل وراثت باشد. وي ادامه مي دهد: ابتلا به بيماري هاي روحي و رواني نيز در انجام خودکشي تاثيرگذار است. از اين رو مي توان با درمان به موقع و کامل اين نوع بيماري ها تا حد زيادي امکان بروز خودکشي و حتي رفتارهاي خودکشي را کاهش داد. بهادري نقش مصرف مواد مخدر در افزايش آمار خودکشي مي گويد: استفاده از مواد مخدر، نوشيدني هاي الکلي و حتي ابتلا به بيماري هاي غير قابل درمان مانند سرطان و حتي بيماري هاي روحي مانند اسکيزوفرني نيز مي تواند در زمره دلايل انجام خودکشي گنجانده شوند. وي افزوده است: فقدان راهکارهاي مقابله با استرس و افسردگي، نظام باورهاي خشک نيز در انجام خودکشي تاثيرگذار است.
    هر چند سيستم خانواده نيز مي‌تواند در انجام خودکشي موثر باشد، چرا که اگر سيستم خانواده از ساختار انعطاف ناپذير در رويارويي با مشکلات ناشي از چرخه زندگي برخوردار باشد، مي‌تواند انگيزه خودکشي را در افراد مستعد به انجام آن را افزايش دهد. اين روانشناس در خصوص توانمندسازي نوجوانان براي مقابله و پيشگيري از خودکشي مي گويد: با انجام طرح هاي غربالگري و شناسايي افراد آسيب‌پذير و آموزش همگاني براي مقابله با تعارضات مي توان تا حد زيادي مانع از انجام خودکشي شد. او انجام خودکشي در ميان زنان متاهل را بالا مي‌داند و مي افزايد: آمار خودکشي در زنان متاهل بيشتر از زنان مجرد است. از اين رو توجه به اين قشر دقت بيشتري را مي طلبد که دلايل آن را مي توان در نبود حمايت هاي اجتماعي و خانوادگي زنان يا تبعيض هاي جنسيتي جست و جو کرد. بهادري در پايان مي‌گويد: داشتن سيستم آموزش همگاني و برخورداري از سواد و مهارت هاي زندگي يک الزام براي ارتقاي کيفيت زندگي است.
    مهمترين عامل خودکشي
    در ادامه يک روانپزشک درباره بررسي دلايل خودکشي در افراد مي گويد: به‌طور معمول مهمترين عامل انجام خودکشي افسردگي است که البته اين افسردگي مي تواند به صورت پنهان يا آشکار باشد. جليلي با اشاره به مطلب فوق اذعان مي دارد: احتمال خودکشي در افرادي که مبتلا به افسردگي پنهان هستند. بسيار بيشتر از افراد مبتلا به افسردگي آشکار است، چرا که هيچ درمان و مراقبتي براي اين دسته از افراد انجام نمي شود. او مي افزايد: در افسردگي هاي تحت درمان قرار گرفته نيز امکان خودکشي وجود دارد که اين مهم مي تواند به علت وخيم شدن شرايط بيمار و يا عواملي از اين دست باشد. اين روانپزشک در ارتباط با عوامل موثر ديگر در خودکشي اذعان مي دارد: مسائل فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي نيز در احتمال انجام خودکشي تاثير گذار است. به‌طور کلي وضع بهداشت عمومي و رواني کشورها نقش تعيين کننده‌اي را در آمار خودکشي ايفا مي کند. او درباره چگونگي وضعيت رواني کشور مي گويد: شاخص هاي دقيقي براي تبيين وضعيت بهداشت رواني کشور وجود ندارد، اما آن چيزي که مشاهده مي شود، اين است که ايران از لحاظ بهداشت رواني در وضعيت مناسبي قرار ندارد.
    جليلي عوامل موثر بر بهداشت رواني افراد را اين گونه ارزيابي مي کند: به طور کلي وضعيت اقتصادي و اجتماعي و همچنين بهداشت فرد نقش تاثيرگذاري را در بهداشت رواني افراد بر عهده دارد. او ادامه مي دهد: آلودگي هاي محيط زيست، ورزش و همچنين وقوع حوادث طبيعي مانند زلزله يا طوفان نيز مي تواند در بهداشت رواني و عمومي افراد موثر باشد. او نقش نابساماني هاي اقتصادي را در افزايش خودکشي موثر مي‌داند و ادامه مي دهد:فشارهاي اقتصادي مي تواند عاملي محرک براي خودکشي به حساب آيد. او مي گويد:بايد بين ناراحت بودن و بيمار بودن نيز تمايزي قائل شد، چرا که اين احتمال وجود دارد که برخي از افراد از شرايط موجود ناراضي باشند، اما اين بدان معني نيست که دچار بيماري رواني هستند. اين روانپزشک در ارتباط با نقش جنسيت در ميزان خودکشي بيان مي کند: به‌طور کلي ميزان اقدام به خودکشي در زنان بيشتر از مردان است، اما موفق شدن در خودکشي در ميان مردان بيشتر است. هر چند اين مهم در هر کشور و در هر فرهنگ بسيار متفاوت است. وي درباره افزايش خودکشي در ميان نوجوانان مي گويد:زماني که مي گويم خودکشي در ميان نوجوانان زياد شده است، بايد به آمار دقيق نيز دسترسي داشته باشيم تا با استفاده از آن بتوانيم بگوييم که در حال حاضر آمار خودکشي در ميان نوجوانان افزايش پيدا کرده است يا نه. بنابراين اطلاع ما از يک حادثه را بايد از اين مساله جدا کرد.
    جليلي در ادامه مي افزايد: با توجه به استفاده بيش از اندازه و بدون نظارت نوجوانان از فضاي مجازي شاهد اقدام به خودکشي در ميان نوجوانان هستيم. از اين رو بايد متذکر شد که فضاي مجازي و رسانه ها مي توانند نقش تعيين کننده اي در شيوع خودکشي داشته باشند و به همين دليل وزارت بهداشت، انجمن روان پزشکي ايران ضوابطي را تنظيم کرده‌اند که راهنماي همکاراني است که در اين حوزه در رسانه ها مشغول به کار هستند. او معتقد است که خبررساني در ارتباط با خودکشي نيز مي تواند موجب افزايش آمار خودکشي ‌شود و مي گويد: هرگونه اطلاع رساني در خصوص خودکشي بايد با دقت بيشتر و طبق ضوابط موجود انجام شود. همچنين بايد به مردم آگاهي لازم را داد که ناخواسته به افزايش آمار خودکشي دامن نزنند. به عنوان مثال تاکيد شده است که اخبار مربوط به خودکشي را با دقت منتشرکنند. او در پاسخ به اين سوال که آيا رسانه اي نکردن اخبار مرتبط با خودکشي مي تواند در کاهش آمار خودکشي موثر باشد،مي گويد: خبر رساني در اين خصوص بايد طبق ضوابط موجود باشد. هر چند بايد اين اخبار منتشر شود تا از طريق آن هشدارهاي لازم به مردم و مسئولان داده شود. جليلي در رابطه با اقدامات انجام شده براي کاهش آمار خودکشي در کشور مي گويد: يکي از ابتدايي‌ترين راه‌ها براي کاهش آمار خودکشي توجه و رسيدگي به بهداشت عمومي و رواني افراد جامعه است. هر چند اين مهم تنها بر عهده مردم نيست، بلکه عوامل و دستگاه هاي متعدد بايد براي تحقق اين مهم همکاري کنند. جليلي درپايان بيان مي کند: شناسايي افراد مستعد به خودکشي مي تواند کمک شاياني به کاهش آمار خودکشي کند همچنين افراد مبتلا به افسردگي نيز بايد روند درماني خود را به طور کامل سپري کنند.
    منبع: سلامت نيوز

برچسب ها

ارسال دیدگاه